نسخه چاپی ارسال به دوستان


فیروزه جدید


  
جزائر از هم جدا افتاده
مهدی حمیدی پارسا  ۱۳۸۶/۰۶/۲۲

ما تعدادی جزیره از هم جدا افتاده هستیم، جزایری که با هم رابطه­ای ندارند. هر جزیره قانون خودش را دارد با سلیقه­ها و رفتار­های  خودش و اصلا برایش مهم نیست در جزیره کناری چه می­گذرد و قانون ، سلیقه و رفتار  آنها چیست. آری ما تعدادی جزیره از هم جدا افتاده­ایم. و این حال و روز جهان داستان ماست. یک جهان تکه تکه که با زور تسامح می­توان «یک جهان» خواندش. اصلی­ترین دلیلی که من برای این همه جدایی یافتم، دخالت دادن همه دغدغه­های غیر ادبیمان، در ادبیات است. ما ادبیات را حداقل با دو عینک مذهب و سیاست می­بینیم و لذاست که هر که تعلقات مذهبی یا سیاسی ما را ندارد، حتی ادیب نمی­دانیم نمود بارز این نوع نگاه، در جوایز ادبی ما، به خصوص در حوزه داستان است. آنچه معمولا اتفاق می­افتد این است: داستان و رمان آدم­هایی در جایزه گلشیری مطرح می­شود که تعلقات مذهبی­شان حداقل در اثر و ظاهرشان دیده نشود.  روشنفکر باشند با رعایت تمام لوازمش و دائما از نظام انتقاد کنند. و جایزه کتاب سال دولت هم به کسانی می­رسد که آن­طور نباشند. گویی از دید گلشیری­ها آن گروه دیگر هرگز نمی­تواند داستانی مقبول بنویسد و از دید دولتی­ها هم طرف دیگر فقط پز روشنفکری دارد و در حقیقت بادکنکی است که زیادی باد شده.

ما حتی حاضر نیسستیم کتاب­های نویسندگان جزیره کناری را بخوانیم،  اگر هم بخوانیم برای رد کردن و بی­ارزش کردن است و نه نقدی منصفانه و علمی. آنها را می­خوانیم تا ثابت کنیم هیچ چیز از هنر و ادبیات نمی­دانند. این مرزبندی به حوزه نشر هم راه یافته. هر ناشری که در حوزه هنر فعالیت می­کند، فقط کتاب­های افرادی خاص را چاپ می­کند و انگار خودش را وقف تبلیغ اندیشه­های همان گروه کرده باشد، حاضر نیست کتاب نویسنده­­ای را که دیدگاه­های دیگر دارد، منتشر کند... .
 تا اهالی فرهنگ و هنر این­گونه به هم نگاه می­­­کنند، ما همان جزایر از هم جدا افتاده­ایم. باید یاد بگیریم که هنر را فقط با عینک هنر ببینیم و فقط با ترازوی هنر نقدش کنیم و البته می­توانیم تمام عقاید و سلایق خود را هم داشته باشیم. آن­ وقت شاید یک مجمع الجزایر شویم.

طرح از سید محسن امامیان


لینک مستقیم

 

طراحی سایت، هاست (هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام